تبليغاتX
دنیای ضعیفه ها

دنیای ضعیفه ها

مثل همیشه دفتر بوی عطر میداد 

ایدا نشسته بود و داشت ناخن هایش را سوهان میزد و داشت سر شوهر بیچاره اش قر میزد


من- ایدا چرا انقدر به دکتر قر میزنی

ایدا-میخواهم برم خرداد روسیه شب های سپید را ببینم اما سیاوش دوس داره بریم برزیل


سری تکان دادم و پرونده ها را جمع کردم و یه نگاهی به کیف پولم انداختم و خندیدم

۴۰۰ تومان تا اخر ماه

من- ایدا هزینه تان چه قدر میشه

ایدا- با تور ۶ روزه نفری ۲۳۰۰۰۰۰


انا وارد دفتر شد بوی عطر صد برابر شد

خودش را شبیه فشن ها درست کرده بود

شال اش را برداشت و گفت موهام را عسلی کنم یا پلاتینه

با بی حوصله گی گفتم زیتونی تیره چی مثل چیپ ها خودت را جیغ میکنی


بوی چرک و عفونت توی راهرو پیچید

ایدا گفت وای بوی دستشویی میاد و شروع کرد اسپری زدن تو دفتر

خانمی وارد شد

پایین چادرش گلی بود و روی زمین میکشید صورتش زرد زرد بود

و دندان هایش یکی در میان به زور خودش را کشید و امد کنار میز من و گفت خانم کدوم از شما وکالت من را قبول میکنیند

ایدا و انا فرار کردند

من گفتم بفرمایید

اشک تو چشماش دوید

چشمای عسلی چروکیده ای داشت

گفت

خانم من خیلی بدبختم اما از سر صدقه نمیخواهم وکالتم را به عهده بگیریند

من از این پول ها زیاد در اوردم

من عاشقم و توان عشقم را زیا دادم دانشجو رشته پزشکی بودم عاشق پسر همسایه امان شدم پدرم

هم تردم کرد و دیگه شهریه دانشگاهم را نداد

من و شوهرم با هم زندگی کردیم تا اینکه فهمیدم معتاد شده به خاطر شهریه مدرسه دخترم و رهن خونه و خرجی خونه

وادارم کرد تن فروشی کنم

بعد از یه مدت کلیه ام را فروختم

و بعد در موسسه های ناباروری ثبت نام میکردم و برای خانواده هایی که نمیتونستند بچه دار شوند

باردار میشدم ماهیانه ماهی ۳۵۰ دهزار تومان به من میدادند و وقتی بچه را به دنیا می اوردم

بین ۷ تا ۱۰ ملیون به من پول میدادند

من ۵ بار این کار را کردم

والان رحمم عفونت کرده دچار افت دهان شدم و شوهرمم نیز دیگر ترکم کرده رفته تایلند اقامت گرفته

دخترمم نیز از من فراریه

میخواستم راه های قانونی را برایش شرح بدهم که چشمم بهدستهای زخم خورده و چرک کرده اش افتاد و بی اختیار گریه کردم

خندید و سیگاری اتش زد و یک عکس از ۱۰ ساله پیش اش به من نشان داد و با حسرت گفت

تاوان عاشقی را بد دادم

چشمهای عسلی خماری داشت و لبان قلوه ای با گونه هایی برجسته و موهایی که شانه های عریانش

را پوشانده بود

ارام گفت

دوست دارم بمیرم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 9:35  توسط   | 

نمیدونم چه جوری بگم اما................

من همیشه سعی کرده ام که از زنان و حقوق از دست رفته اشان دفاع کنم

خیلی وقتها حتی با من برخوردهای سخت شده

تعهد دادم

و یا به من گفته اند تو یک غرب زده ای

اما حالا این غرب زده تصمیم دارد در و دل کند

من از اینحا میگویم که بعضی از زنان حق اشان هست که به انها ناقص العقل گویند


۷۰٪ از زنان

در باز میشود و مرد وارد میشود

-سلام عزیزم

زن خودش را در اغوش او پرت میکند نه به خاطر عشق و محبت بلکه میخواهد

گردن و صورتش را ببوید که مبادا بوی دود ندهد

و بعد شروع میکند زن به وراجی کردن و با عشوه هایش سعی میکند از زیر زبان

شوهرش حرف بیرون بکشد مرد هم سخن نمیگوید

مرد صدایش میکند رویا

و زن دست از سر مرد بر نمیدارد که رویا کیست؟

با رویا چه رابطعه ای داری؟

اون روز که دیر امدی پس پیش رویا جون بودی؟

. مرد بیچاره هنگ هنگ است

رویا کیه؟

از دهنم پرید به مولا به خدا

اما حالا دیگه خر بیار و باقالی بیار


۴۰٪ از زنان احمق

وقتی با شوهرشان بحت میکنند یا شوهر زبان بسته شروع به اعتراف میکند

صدایش را با گوشی هایشان ضبط میکنند

و یا جریان را به تمام فامیل و همسایه میکشانند

اینچنین زنان همیشه از خود خر هم پشیمان تر میشوند

و به سرعت باد به خانه و کاشانه خود برمیگردند

 و فقط یک نام گند از خود باقی میگزارند

در یکی از همین دعواها جو گیر میشوند و دیگر برنمیگردند


۸۰٪ از زنان بی شعور

مهریه و نفقه را راه خوشبختی و یا طناب دار شوهرشان قرار میدهند

به له شدن احساس یک بچه توجهی نمیکنند و پدر زحمتکش را به زندان میندازند

و بعضی نیز مهر سنگین میبرند که مرد به زور با این زن زندگی کند

و خداوند این خانواده ها را نبخشد

که دختران مریض و حسودشان را به جان خانواده های بیچاره می اندازند


۲۳٪ از زنان سرکش

بابا خروس جنگی و یا سگ هار که این مرد بیچاره نگرفته

بابا یک کم عشوه

یک کم لبخند

یک کم لوندی

لباس های قشنگ  قشنگ پوشیدن

با کوچکترین موردی پاچه مرد را میگرند

باید بگم این جماعت از همه بد بخت ترند چون هیچ نقطعه قشنگی تو ذهن اون مرد

نسبت به این زن نیست


زندگی مشترک یعنی گذشت و عطوفت

یعنی سیاست

یعنی با پنبه سر ببر

یعنی مادر شوهر را مثل مادر دیدن

اگر مادرتو ن گفت این چه لباسی پوشیدی

خداییش را بگیند لباستون را عوض میکنیند یا مثل بادبادک باد میکنی؟

خوب مادر شوهرم مثل مادر ادم

نه کسی به اسارت اومده و نه برده اوردند

پس زیبا زندگی کنیند


خانمها انقدر احمق نباشیند
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 16:12  توسط   | 

لطفاً نشنويد آنچه مي گويم را......گوش کنيد


و سعي نکنيد واقعيت را تنها به ديدن اکتفا کنيد......نگاه کنيد لطفاً


مرور:


مردي با زني ازدواج مي کند و در عين تعهدي که شرعاً و عرفاً به او دارد....چه کند مرد است ديگر رقيق القلب و معطوف....دل و دينش را به زني ، پري سيمايي شايد مي بازد.خودتان را جاي اين مرد بگذاريد ، کار بسيار سختي ست به قطع.اما سخت تر از آن وضعيت همسر اول وي است که پاي تعهدش مانده است و مرد زندگيش ........ اي واااااااااااي بر اسيري کز ياد رفته باشد........در دام مانده باشد صياد رفته باشد......


اين مرد بي گناه،‏دلداده، طفلي(خوب چيکار کنه ؟عاشق شده ديگه.حلال خدا رو که حروم نکرده)براي حل مشکلش يه راه حل توپ داره


ازدواج.......اين سنت حسنه و کريمه و رحيمه و غافره و ساتره و کاشفه و( هر چيزي که ديگه خودتون صلاح مي دونيد....)الهي.و بدين ترتيب مشکل به خير و خوبي حل مي شه.زن اول کيلويي چنده بابا؟؟؟


ولي بيايد قضيه رو يه کم ضعيفانه تر هم مرور کنيم.


 فکرش کنيد اين اتفاق براي يه زن بيفته . زني با مردي ازدواج مي کنه(حالا خواسته يا ناخواسته اش مهم نيست)و از قضا زن عاشق يوسف صفاتي ديگر مي شود.حال تکليف چيست؟ازدواج؟؟؟؟؟؟؟


خاک انداز بازي هاي ارباب منزل: گل بگير دهنتو ضعيفه...چي داري نشخوار مي کني؟از در خونه در اومدن و فعاليت ايجتيماعي کردن همين مصيب هارو هم به دنبال داره ديگه.چه بي حيا شدن اين ضعفا؟؟؟!!!!(و در اين قسمت سيبيل ها تابانده مي شوند)


داد انديشي هاي پنهاني يک ضعيفه:


گيريم که اجراي حکم سنگسار تألمي ست شايد بر دل هاي جريحه دار شده افکار عمومي و باز هم گيريم که اسلام براي دل دردمند و آه جانکاه آن مرد رو دست خورده اين حکم را براي همسر خائن ، مفسده وي بريده است و هزار تا چيز ديگه که خودتون دوست داريد هم بگيريم و در آخر محض رضاي خدا يه فلش بک بزنيم به پيشينه اين ماجرا.به مجرم پرونده.به اون ضعيفه اي که همه آتيش ها از گور، گور به گوريش بلند شده.


چرا ؟به راستي چرا اين زن بايد مرتکب چنين جرمي بشه؟آيا به عواقبش نينديشيده بوده؟


و آيا اين اسلام مصلح و حق طلب به حال اين زن مجرمه فکري کرده؟


آيا اسلام انديشيده است که چرا يک زن، يک زندگي، يک منزل، يک کوه تحمل ، به نقطه اي از يأس و خفقان و دل زدگي مي رسه که مرتکب اين خيانت مي شه؟آيا اسلامي که مي گن حجت واضحه است علاوه بر فکري براي التيام دردهاي عمومي ، فکري هم براي التيام درد فردي آدم ها کرده است؟


به راستي چه تدبيري ست براي زني که دير گاهي از عمرش را ، اگر عاشقانه نباشد که وااسفا،‏ گيريم عاشقانه به پاي مردي مي بازد که اورا ذره اي نه اهميت مي دهد و چه مي شود با دل اين زن زماني که در ميان تمام اين نا بساماني ها و نابهنجاري هاي عاطفي رانده شدن از سوي مرد زندگيش ، تکيه گاهش ، و اميدش ، بارقه اي از نور را مي يابد؟در ميان تاريکي هاي ظلمت بار زندگي سردش چه مي کند اين نور با درياي دل متلاطم و مواج اين زن؟


درد اجتماع را التيامي بايد به مدد مدعي العموم، درد مرد عاشق پيشه را نيز به مدد ازدواج هاي مکرر، ليک التيام درد بي درمان اين زن عاشق به راستي همان سنگسار است؟آيا اجراي حکم سنگسار گره از کار زناني اين چنين باز مي کند؟اگر اقدامات تنبيهي از اين دست چاره ساز بود ، پس جايگاه اختراعاتي مثل اقدامات تأميني - تربيتي کجاست؟


و باز هم همان پتک قديمي خشونت عليه زنان.


دل تنگي هاي يک نامرد مرد:


چرا همه راه هاي من به رم ختم مي شود؟؟؟؟اي کاش رم همان اورشليم بود............

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 16:52  توسط   | 

امروز دیدم خبر گزاری مهر* از قول مشاور استاندار تهران نوشته یک سوم زنان تهرانی که طلاق میگیرن بعد از نه ماه دچار فساد اخلاقی میشن!

توی این جامعه لعنتی زنان بیوه کم ازار و اذیت جسمی و روحی میشن که حالا رسما انگ فاحشگی هم به بخشی از اونها زده میشه! وقتی از سوی یک مقام دولتی و از طریق یک خبر گزاری چنین چیزی منتشر میشه دیگه چه انتظاری از مردم و عوام کوچه و بازار داریم! طلاق بَده اینو همه میدونن …اما زندگی کردن به هر قیمتی هم اصلا خوب نیست! اینکه توی جامعه ما از طلاق یک غول ساختن و بیوه شدن رو مساوی با بدنامی میدونن ظلم فاحشی به زنان ماست!

متاسفانه توی اجتماع ما همین که زن طلاق میگیره انگار که به همه مردها حلال شده! از قاضی دادگاه بگیر تا منشی دادگاه و مامور کلانتری و عطار و بقال و قصاب و غیره! مرد های فامیل به چشم خریدار بهش نگاه میکنن و زن های فامیل ابا دارن از رفت و امد با اون که نکنه با شوهرشون سر و سری پیدا کنه! سلام هیچ گرگی هم بی طمع نیست! گویا اینجا برای در امان ماندن از چشم های ناپاک و بیماران جنسی حتما باید اسم یک مرد توی شناسنامه ات باشه گر چه که نامرد باشه!

بدبختانه هر گونه رابطه گفتاری هم برای زن بیوه ممکنه انگ فاحشگی رو به دنبال داشته باشه! توی این جامعه لعنتی بعضی از مردهای متاهل هر غلطی که دلشون بخواد میکنن! با هر کس بخوان حرف میزنن … لاس میزنن …میخوابن و هیچ کس به اونا نمیگه مرتیکه فاحشه! اما امان از روی که زنی طلاق بگیره … باید بترسه و بلرزه از همه این لاشخور های نر و ماده ای که هر کدوم بنوعی شرف و حیثیت اون رو تهدید میکنن! انصاف داشته باشیم…انصاف!

*مشاور استاندار تهران:

یک سوم زنان مطلقه تهرانی 9 ماه پس از جدایی دچار فساد اخلاقی می شوند

بررسیها نشان می دهد که یک سوم زنان مطلقه تهرانی 9 ماه پس از جدایی به خاطر موارد اخلاقی در دادگاه ارشاد دارای پرونده اخلاقی می شوند. به گزارش خبرنگار مهر، مشاور استاندار تهران در امور بانوان با اعلام این مطلب در نشست خبری امروز که به مناسبت روز خانواده در محل استانداری تهران برگزار شد گفت: این حقیقت تلخی است که باید نسبت به آن مراقب باشیم و فراموش نکنیم که گسست خانواده پیامدهایی دارد که این موضوع یکی از آنهاست.

فرحناز قند فروش افزود: افزایش طلاق در کشور و به ویژه تهران نگرانیهای زیادی را برای کشور برانگیخته که فسادهای اخلاقی و تربیت نادرست فرزندان از جمله آنهاست.

وی خاطرنشان کرد: موضوع خانواده و زنان در کشور مستور مانده و به آن اهمیت داده نمی شود هر چند بسیاری از مسئولان ادعا می کنند که به این موضوع می پردازند.

قندفروش ادامه داد: درصد بالای قوام خانواده به زن ارتباط دارد و بیشتر این زنان هستند که می توانند در گسست خانواده نقش داشته باشند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 13:10  توسط   | 

ازار جنسی

 

اآزارهای جنسی زنان و انواع ان :

درحا ل حاضر اعمال خشونت برعليه زنان و آزار آنان به گونه های مختلف در جريان است که نوع شديد و پيچيده آن آزار جنسی زنان است که متاسفانه به شدت در حال افزايش است .

دراين مقاله سعی بر آن شده است که انواع خشنونتهای جنسی وارده بر زنان را بررسی و چگونگی برخورد قانون با انها را نيز بيان کنيم .

اانواع خشونت جنسی:

1-خشونت جنسی رفتاری:

هرگونه رفتارهای جنسی اعم از توجه نشان دادن به بدن زن،نگاه شهوت آلود و ازار دهنده،تماس بدنی،يا تظاهر به انجام اعمال جنسی درحضور زن،نمايش آلت تناسلی، آدم ربايی به منظور تجاوز و اعمال منافی عفت،راه انداز ی مراکز فحشا قاچاق زنان و هرنوع بهره وری تجاری از زنان،زنای بامحارم ،اجبار به انجام عمل جنسی در زمان عادت ماهانه و .... را شامل ميشود.

2-خشونت جنسی گفتاری :

اين نوع خشونت خود به دو گروه تقسيم می شود:

الف)-گفتار شهوانی :يعنی مرتکب با مخاطب قرار دادن زن ,الفاظی را که متضمن مسائل و معانی جنسی است را به زبان می آورد.

ب)- گفتار خشونت آمیز : يعنی مرتکب با مخاطب قرار دادن زن به منظور ارضای غريزه جنسی و لذت جويی از الفاظ زشت و رکيک

و ...استفاده می کند.

ازسوی ديگر يادآوري اين نکته نيز ضروری است که معمولا خشونت و آزار جنسی ازسوی محارم ،بستگان و يا افراد بيگانه صورت می گيرد

وطبق گزارشات به دست آمده در هر محيطی که زنان ود ختران در آن حضور دارند و يا مشغول فعاليت کاری هستند می تواندرخ د هد.

ااز اين نظر ممکن است در خانه و ازسوی خويشاوندان، آشنايان و يا همسايگان صورت گيرد در محيط کار توسط کارفرمايان، همکاران، مراجعان و يا مشتريان صورت گيرد

( هم اکنون گزارشات زيادی از ارتکاب تجاوزجنسی کارمندان زن ازسوی کارفرمايان وجود دارد).در اماکن و معابر عمومی در اوقات مختلف شبانه روزی نيزهمانند پارکها، سينماها، کوچه و خيابانها ،هتلها مراکزآمورشی از قبيل مدارس, دانشگاهها و ...نيز امکان تجاوز جنسی وجود دارد

ززنا و انواع آن :

بالاترين مرتبه از مراتب ارتباط نامشروع زن و مرد، آميزش جنسی است که در اصطلاح فقه و حقوق به آن زنا گفته میشود.

ززنا از جمله مسائلی است که علاوه بر قران کريم در روايات فراوانی نيز به آن اشاره شده است .پيامبر (ص)می فرمايند :الزنا يورث الفقر و يدع الديار بلافع = ز نا فقر را به ارث می گذارد و آبادی را از خير و نيکی خالی می کند.

همچنين امام صادق ( ع )می فرمايد: سخت ترين مردم از حيث عذاب روز قيامت مردی است که نطفه خود را در رحم کسی که بر او حرام است قرار دهد.در احکام االهی با اين مساله زنا به شدت برخورد شده و علاوه بر مجازات دنيوی مجازات اخروی نيز برای آن درنظر گرفته شده است .

با توجه به اهميت مساله فوق ،زنا به اقسامی تقسيم میشود که در ذيل به آن اشاره شده است:

1-زنا با محارم :

 زنا با محارم يکی از اقسام و انواع آزار جنسی است .محارم سه دسته اند :نسبی ،سببی و رضائی .که هرکس با محارم نسبی خود يعنی مادر ,خواهر, دختر, نوهای دختر ی و پسری, عمه, خاله ,دختر برادر و دختر خواهر،زنا کند به مجازات قتل محکوم خواهد شد.

در موردزنا با محارم سببی همانند: نامادری, زن پسر, دختر زن اختلاف نظر وجود دارد منتها زنا با زن پدر با نامادری به مجازات قتل محکوم می شود.

همچنين به نظر اکثر فقها زنا با محارم رضائی (به واسطه شير خوردن ) نيز موجب مجازات مرگ خواهد شد.

2- زنا به عنف:

اين نوع زنا شديد تر ين نوع خشونت جنسی شمرده می شود که طی آن مردی عنف وبه اجبار و بدون رضايت زن به او تجاوز مي کند.

برای اين نوع زنا نيز مجازات قتل را در نظر گرفته اند.

3- ازاله پرده بکارت :

براين اساس اگر کسی با توسل به هر وسيله ای ،پرده بکارت دختری را پاره نمايد علاوه بر مهرالمثل که به عنوان خسارت مالی بايد پرداخت کند،تعزير می شود .ازاله پرده بکارت مي تواند از طريق زنا با دختران نابالغ با زنا به عنف با زن بالغ صورت گيرد که در اين صورت علاوه بر مجازات حد, بايد مهر المثل را نيز پرداخت نمايد. همچنين اگر زن پرده بکارت نداشته باشد ولی به زورمورد تجاوز قرارگرفته باشد, جانی علاوه بر تحمل حد بايد مهر المثل را نيز بپردازد ، حال اگر زن تمايل به زنا داشته باشد, ديگرا ين عمل از دايره خشونت جنسی خارج میشود مهرالمثل به او تعلق نمی گيرد.

4- ارتباط نامشروع :

ارتباط نامشروع تنها زنارا شامل نمی شود و می تواند مصاديق فراوانی داشته باشداز قبيل بوسيدن ،همديگر را درآغوش گرفتن ، دست يکديگر را گرفتن، لمس بدن و ... اين گونه روابط بين زن و مرد نامحرم, رابطه نامشروع و اعمال منافی عفت غير زنا ناميده می شودکه می تواند به عنف يا بدون عنف وبا رضايت زن باشد.درصورتی که ايبن اعمال به زور باشد از مصاديق خشونت و آزار جنسي شمرده می شود.

هرگاه زن ومردي که بين آنها علقه زوجيت نباشد و مرتکب روابط نامشروع ياعمل منافی عفت غير از زنا شوندبه 89ضربه شلاق محکوم خواهندشدواگر عمل به عنف و اکراه باشد فقط اکراه کننده تعزيرمی شود.

مجارات زنا:

 بر اساس فقه جزايی اسلام متناسب با نوع زنا مجازات خاص در نظر گرفته شده است که عبارتند از:

1- قتل: برای سه گروه از زناکاران اجرا می شود که عبارتند از: زنای با محارم ، زنای به عنف، زنای کافر ذمی با زن مسلمان در کشور اسلامی

2- سنگسار(رجم): فقط شامل مرد محصن و زن محصنه میشود.محصن مردی است که دارای همسر دائمی است و با اودر حاليکه عاقل بوده جماع کرده و هروقت نيز بخواهد می     تواند با او جماع کند و زن محصنه زنی است که دارای شوهردائمی باشد و شوهر درحالی که زن عاقل بوده با او جماع کرده است و امکان جماع با شوهر را نيز داشته باشد.براساس نظر مشهور فقها اگر محصن جوان باشد فقط سنگسار و اگر پير باشد پس از تحمل 100تازيانه سنگسار میشود.

3- صد تازيانه(جلد):در مورد زن يا مرد زناکاری که واجد شرايط احصان نباشد اجرا می شود.

4- تازيانه زدن همراه باتراشيدن موی سرو تبعيد(جلد ،جز و تغريب):

اين کيفرمختص مرد زناکاری است که آزاد و غيرمحصن يا به اصطلاح بکر باشد.(بکر کسی است که با عقد دائم ازدواج کرده و دارای همسر دائمی بوده و لی هنوز با همسرش آميزش نکرده است )اين ماده مقرر می دارد:مرد متاهلی که قبل از دخول مرتکب زنا شود به حد جلد و تراشيدن سر و تبعيد به مدت يکسال محکوم خواهد شد.

5- زدن يک دسته ترکه(ضعث):

اين مجازات برای زناکار بيمار و به جهت تعجيل در اجرای مجازات در نظر گرفته شده است .به موجب آن صد عدد ترکه را به صورت دسته که به آن ضعث می گويند ببندند ويکباره به زنا کاربزنند.

6-تازيانه همراه با کيفر زائد:

اين نوع از مجازات با توجه به زمان و مکان ارتکاب زنا در نظر گرفته شده است .زنا در زمانهای معتبر چون اعياد مذهبی ،رمضان ،جمعه و مکانهای شريفه چون مساجد علاوه بر حد ، موجب تعزير است .

*لازم به ذکر است که مجازات جرم زنا تا 4دفعه که هربار حد بر او جاری شود؛قتل خواهد بود.

اآزار جنسی در معابر و اماکن عمومی :

آزارجنسی زنان در معابر و اماکن عمومی ، وسایل نقلیه عمومی ،متروها و ...از جمله مواردی است که در جوامع مختلف شیوع و گسترش دارد .آزار جنسی در معابر عمومی مصادیق مختلفی دارد که به شرح ذیل می باشد

1-تعرض :منظور از تعرض دست درازی کردن و ايجاد مزاحمت فيزيکی می باشد و مراد از اماکن عمومی کليه مکانهايی است که عموم مردم از آن استفاده می کنند .همانند:پارک ،سينما،خيابان و معابر،وسيله نقليه عمومی يا ادری و .... که به حبس 2تا 6ماه و تا 74ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

2-مزاحمت :عبارت از سلب بخشي از آزاد ی فرد می باشد.حال اگر مردی هنگام عبور زنان و دختران موجبات آزار و مزاحمت آنان را فراهم کند بدين صورت که مثلا راه عبورآنان را ببندد، يا به قصد مزاحمت آنان بپردازد یا با بکارگيری وسيله نقليه موتوری به سمت آنان يورش بپردازد و ...به مجازات حبس و شلاق محکوم خواهد شد.

3-توهين:به معنای بکارگيری الفاظ رکيک و يا انجام حرکات مخالف شئون و حيثيت زنان است که مرتکب را به مجازات حبس و شلاق محکوم می کنند.

4-تظاهر عمل حرام :بدين صورت که هرکس علنا در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرام نمايد ، علاوه بر کيفر عمل به حبس از 10روز تا 2ماه و تا 74ضربه شلاق محکوم می گردد.در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کيفر نباشد ولی عفت عمومی را جريحه دار نمايد فقط به حبس از 10روز تا 2ماه يا 74ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

5-نگاه شهوت آلود و آزار دهنده:البته نگاه آلوده وشهوت انگيز به زن و دختر نامحرم ،ازجمله جرائمي است كه هميشه همراه با سوء نيت وقصد مجرمانه مي باشد ودر اين مساله رضايت و عدم رضايت شخص مقابل تاثيري نداردودر هر حال گناه ومعصيت وجرم تلقي مي شود.بااينحال اگر اين نگاه موجب آزار و نارضايتي شخص مقابل شود ،نوعي دست درازي وخشونت محسوب مي شود. به همين دليل قوانين و دستورات اسلامي با هرنوع آزار جنسي زنان از جمله نگاه ونظر آزار دهنده به شدت برخورد مي كند.

6-نسبت ناروا دادن:نسبت ناروا دادن به زن يا دختر است كه در فقه وحقوق جزاي اسلامي جرم محسوب مي شود .اگر اين نسبت ناروا ،نسبت زنا باشد ،اين عمل ((قذف)) ناميده مي شود براي قذف كننده ،مجازات 80تازيانه به عنوان به عنوان حد قذاف در نظر گرفته شده است.

7-دشنام دادن:يكي ديگر از آزارهاي جنسي از نوع گفتاري كه متاسفانه در محيط خانواده و جامعه رواج دارد ،دشنام دادن است .دشنام دادن براي بعضي از افراد به صورت عاد ت درآمده است كه بدون ملاحظه مخاطب ،الفاظ زشت و ناشايست را به زبان مي آورد. برابر ماده 145ق .م. ا. گوينده تا 74 ضربه شلاق مي شود.

امام صادق (ع) در مورد مردي كه به همسرش گفته بود تو را باكره نيافتم فرمود مرد تازيانه زده ميشود ،زيرا احتمال دارد كه از گفتن آن سخن دست بردارد.

مخفي كردن يا ربودن زنان و دختران :

يكي از موارد خشونت و آزار جنسي زنان ،ربودن زنان و دختران براي عمل منافي عفت،توسط اشخاص و باندهاي تبهكار است كه موجب ناامني و سلب آرامش از جامعه مي شود.آدم ربائي به دلايل مختلف رخ ميدهد .بعضا به جهت اعتماد بدون دليل يا در ساعات آخر شب و در مسيرهاي خلوت سوار خودروهاي افراد ناشناس شدن يا به خاط وضعيت ظاهري نامناسب و...جنايت واقع ميشود.

در ماده 621ق.م.ا. آمده است ((هر كس به قصد مطالبه وجه يا مال يا به قصد انتقام يا به هر منظور ديگري به عنف يا تهديد يا حيله يا به هر نحو ديگر شخصا يا توسط ديگري شخصي را بربايد يا مخفي نمايد به حبس از 5تا15سال محكوم ميگردد.در صورتي كه سن مجني عليه كمتر از پانزده سال تمام باشديا ربودن توسط وسايل نقليه انجام پذيرد يا به مجني عليه آسيب جسمي يا حيثتي وارد شود ،مرتكب مجازات تعيين شده محكوم خواهد شدودر صورت ارتكاب جرائم ديگر به مجازات آن جرم نيز محكوم مي گردد.

خشونت وآزار جنسي زوج:

خداوند بزرگ خانواده را آيه خود وموجب انس و الفت وسكونت وآرامش ابناء بشر قرار داده است .براي تنظيم روابط اعضاي خانواده حق وتكليفي را براي هر يك از اعضا اعم از همسران و فرزندان در قبال يكديگر قرار داده است ؛به گونه اي كه عدم رعايت آن موجب پديدآمدن كانون آشوب ،تنش ودرگيري و انواع بيماري هاي روحي و رواني ودر نهايت تخريب بناي خانواده ميشود.

آمار نشان ميدهد درصد بالايي از خشونت هاي خانوادگي از سوي مردان انجام ميشود .خشونت خانوادگي دايره وسيعي از خشونت ها را در بر ميگيرد :خشونت هاي جسماني ،رواني ،اقتصادي ،اجتماعي .بالاخره خشونت جنسي.

برخي از اشكال خشونت جنسي از سوي زوج به شرح ذيل انجام مي شود:

الف: ترك خانه و زندگي از سوي زوج؛

اصولا حضور مرددرخانه و دركنار همسر وفرزندان در تامين امنيت رواني ،روحي وجسمي اعضاي خانواده لازم وضروري است.به همين خاطر عدم حضور مرد درمنزل وترك خانه و همسربدون ترديد موجب آزار واذيت زن مي شودودر نتيجه مرد مكلف به حضور درمنزل براساس برنامه زمان بندي شخصي است كه از آن به عنوان ((حق قسم ))تعبير مي شود

((قسم )) عبارت است از قسمت كردن شب ها بين زوجات و درحقيقت حق مشتركي بين زوجين است.بر اساس قول مشهور فقها اين مساله در مورد مرداني كه داراي يك همسر يا بيشتر هستند نيز صادق است.درصورتي كه مرد يك همسر داشته باشد ،واجب است كه يك شب از چهار شب را در كنار همسرش باشد واگر دو همسر داشته باشد ،دو شب از چهار شب واگرسه همسر داشته باشد ،سه شب از هر چهارشب واگر چهار همسر داشته باشد ،بايد هرشب را نزد يكي از همسرانش حضور داشته باشد.

ب)-ترك مواقعه ؛

يكي ديگر از آزارهاي جنسي ترك مواقعه وهمبستري از سوي مرد ميباشد.دربرخي از پرونده هاي ارجاعي به دادگاههاي خانواده اين مورد مشاهده شده است كه مرد به خاطر آزار واذيت زن از همبستري با او خودداري ميكند،به همين خاطر در شرع ترك مواقعه وهمبستري بيش از چهار ماه را جايز نمي داند.

ج)-عدم وفاداري زوج به زوجه؛

در فرهنگ اسلامي و برطبق احكام شرعي ،روابط جنسي زن و مرد تنها در قالب شناخته شده شرعي و قانوني وكانون خانواده آزاد است و هرگونه رابطه خارج از آن مردود شمرده مي شود و به خاطرعواقب و پيامدهاي فراواني كه براي اعضاي خانواده ،كيان خانواده و جامعه بدنبال خواهد داشت،مشتوجب مجازات سنگين خاهد بود.

د)-اجبار به برقراري رابطه جنسي در ايام عادت ماهانه؛

خداوند متعال مردان را از نزديكي با زنان در دوران قاعدگي منع ميكندومي فرمايد ((هو اذي)) يعني آميزش در اين دوران باعث اذيت وآزار بانوان وصدمه رساني به آنان ميشود.اين موضوع در فقه اسلامي مورد توجه قرارگرفته وضمن تحريم آن براي مرتكب ((كفاره))درنظر گرفته است.

هــ)اجبا ربه تمكين در مواقع بيماري؛اگر زني مبتلا به بيماري يا اختلالات جنسي باشد،وظيفه جنسي در برابر همسرش نداردودر اين مواقع بايد توسط پزشك ،مورد معالجه قرارگيردوعدم تمكين او ((نشوز ))تلقي مي شود.در اين مواقع شوهر حق اجبار زن به مواقعه را ندارد ودرصورت اجبار ،اين عمل نوعي خشونت وآزارجنسي محسوب مي شود؛زيراموجب ضرربه زن مي شود.

و)-قوادي زوج واجبار همسر به تن فروشي:

در بعضي از موارد مشاهده شده است كه مردي همسرش را اجبار به فحشا كرده است كه در اين صورت مي توان اين عمل را ازجمله مصاديق خشونت جنسي شوهربر عليه زن دانست.

ز)-توقع غير متعارف شوهر از زن؛

در صورتي كه مردي به اجبار از راه غير عادي با همسرش نزديكي كند.در مراجع قضائي آن را آزار اذيت تلقي كرده واز موارد عسر وحرج دانسته وبراي اثبات آن در صورت عدم اقرار زوج ،امكان بررسي واثبات آن ازطريق پزشكي قانوني وجود دارد.

ح)-حاملگي اجباري؛

عدم آمادگي جسمي و روحي زن،خطراتي را براي مادروجنين پديدخواهد آورد.براين اساس اگر ازنظر پزشكي احتمال خطر وضرربراي زن باشد،براساس قاعده((عسروحرج))و((لاضرر))شوهر نمي تواند همسرش را به باردار شدن اجبار نمايدودر صورت اجبار، زن مي تواند به دادگاه مراجعه نمايد.

تشخيص و اثبات ازار جنسي در دادكاه:

بررسي هريك از انواع و مصا ديق أزار جنسي نياز به ارايه دليل و بينه(شاهد) از سوي مدعي مي باشدكه دادكاه ضمن بررسي ادله در صورتي كه أنها را واجد استناد بيابد مستندراي خود را قرار مي دهد(اقرار متهم بهمترين دليل در مستندات راي دادكاه شمرده ميشود)ليكن اثبات أزار جنسي در بعضي از موارد با مشكلات مواجه خواهد بود .

زيرا جنايتكاران و تبهكاران همواره اقرار نكنند و قرباني نيز نتواند به تعداد مورد نياز,شاهد حاضر نمايدو امكان حصول علم قاضي و دادكاه نيز فراهم نشود و در اين مرحله تشخيص و اثبات ازار جنسي مشكل و در برخي از مواقع ناممكن ميشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 21:2  توسط   | 

با دوستم به یکی از مراکز روان دمانی دختران نداماتگاه رفتیم

و من اگر برای نوشتن مطلب در وبلاگم نبود هرگز به این جور مراکز نمیرفتم

چون از زنانی که گوهر

ارزشمند خود را نمیشناسند و دست به تن فروشی میزنند متنفرم

فحشا هنوزهمان فروش تن است که فاحشه های مرد و زن انجام می

 دهند. تقسیم بندی ای نیزبرای

انواعفحشا و فواحش صورت گرفته است. برای نمونه فحشا و فاحشه های خیابانی (Street

Prostitution) فاحشه هایی که درمحل ها و خانه های مشخص کار می کنند ( فاحشه های شهر نویی یا

 به تعبیر اسلامی اش “خانه عفافی”Brothels) , فاحشه هایی که در استخدام آژانس های مختلف فروش

 سکس هستند و این آژانس ها ضمن تبلیغ برای ” کارگران جنسی” خود در تهیه جا نیز قبول مسؤلیت

می کنند.( بسیاری از ثروتمندان, سیاست مداران , روحانیون و چهره های شناخته شده مشتریان انواع

گوناگون این آژانس ها هستند)(Escort Prostitution) , فاحشه ها یی که در کشوری دیگر انگیزه سفر

توریست ها به آن کشور می شوند(Sex Turism) , فاحشه های بیابانی , که ویژه رانندگان تریلی و سایر

 رانندگان هستند ( lot Lizard) و…… علل و انگیزه روی آوردن به فحشا اساسا” کسب در آمد است, و

انگیزه های جنسی دراین روی آوری نقش مهمی ندارند . فاحشه ها و بخشی از پااندازان از میان فقیر

 ترین اقشار جامعه می آیند. بسیاری ازتن فروشان, دختران و زنان خانواده های روستایی و شهری ای

 هستند که فقر, اعتیاد و ناهنجاری های دیگر سامانه خانواده شان را در هم پیچیده است و آنان به اجبار

 به این حرفه روی می آورند. برخی از فاحشه ها , به ویژه آنهایی که در“صنعت” و تجارت پورنوگرافی به کار

 مشغولند انگیزه هایی روانی برای روی آوردن به این شغل طرح کرده اند. ” مرکز توجه قرار گرفتن,

 احساس قدرتمندی در برابر مردان , لذت بردن از تن نمایی و همخوابگی, شهرت طلبی و…” نمونه هایی

 از دلایل آنها در روی آوردن به این شغل است پااندازها نیز با انگیزه های مختلف به این کار روی می آورند

. بسیاری از اینان که از میان اقشار فقیر جامعه هستند برای گذران زندگی ای فقیرانه دست به چنین

کاری می برند , اما کمپانی های بزرگ را برخی از ثروتمندان و سیاستمداران و صاحبان مشاغل مهم

دولتی ( به ویژه در دادگستری ها و شهرداری ها) می گردانند تا ضمن کسب سود های کلان از قافله ی

لذت جویان نیز عقب نمانند. در ایران گسترش فحشا  یکی از نتایج سیاست های اقتصادی حکومت

است , سیاست نا کار آمد و غیر عادلانه ای که فقر ,بیکاری و بی سوادی دستاوردش بوده و

 هست .سیاست های اقتصادی کشور روز به روز اقشار متوسط و زحمت کشان و تهیدستان جامعه را به

فلاکت بیشتری می کشاند و اکثریت طبقه متوسط جامعه بسوی خط فـقر رانده می شوند و اقشار فـقیر

 جامعه به خط زیر فـقر سقوط می کنند این گونه سیاستها و عدم توجه به عدالت اقتصادی و اجتماعی

موجب بروز نابسامانیهای روز افزون در جامعه مانند بیکاری، تبهکاری، رشوه خواری اعتیاد و فحشا

میشود

و حال بگذریم میخواهم شرح حال دخترانی

که در انجا بودند را بنویسم

لیلا در  9 سالگی به عالم فحشا  فروخته شد و در۱۶سالگی توسط یک قاضی ایرانی به مرگ در سن ۱۸ سالگی

 محکوم شد ه است

 
"9 سالم بود که مادرم شروع کرد به فروختنم. نمی فهمیدم چه اتفاقی می افتد."

لیلا اکنون یک زن جوان ۱۷ساله است. او دو سال گذشته را در  خانه امید

 مهر، از مراکز غیردولتی نگاهداری زنان درمانده جوان در  اصفهان گذرانده

است.

"مادرم می گفت: 'برویم چیزی بخریم، مثل شکلات.' قصد داشت گولم بزند.

 خیلی بچه بودم. او مرا به جاهایی می برد."

 

حرف زدن درباره گذشته هنوز برای لیلا سخت است. اما معلوم است که

"جاهایی" که از آنها حرف می زند همان جاهایی است که در  ازای پول

فروخته شد و مورد تجاوز قرار گرفت.

لیلا به منبع درآمد اصلی خانواده ای پنج نفره بدل شد.

 و از نظر من

 "از چشم یک پدر و مادر فقیر  در ایران دختر یکی از اموال یا دارایی هایی

فرض می شود که می توان

مبادله کرد یا فروخت."

عملا بر اساس قوانین کیفری اسلامی پدر قدرت خارق العاده ای بر فرزندان

 خود دارد.

 

"اگر پدری تصمیم بگیرد فرزند خود را به قتل برساند به مرگ محکوم نخواهد

 شد، بلکه تنها برای چند سال

 زندانی خواهد شد."

همسر فردا

لیلا  در خمینی شهر زندگی می کرد، شهر کوچکی در اطراف اصفهان که

در   زمینه جرم و جنایت و مواد

مخدر بدنام است. بخش اعظم درآمد لیلا صرف خرید مواد مخدر برای خانواده

 اش می شد.

به گفته سازمان ملل سه چهارم ضبط مواد مخدر جهان در ایرانصورت می گیرد و مقام ها اذعان می کنند

 که اعتیاد یک معضل جدی است.

 اما در مورد فحشا چنین آماری وجود ندارد. مدیر مرکز امید مهر در  اصفهان 

 می گوید این مشکلی رو به

 گسترش است.

دوستم میگوید "من به خانه های زیادی در محله های فقیر نشین اصفهان 

 سر زده ام که دختران جوان

مجبور بوده اند بروند خودفروشی تا خرج اعتیاد پدرشان تامین شود."

 

همچنین در  چندین مورد شاهد بوده ام که خانواده ها دختر خود را در خانه

ها زنجیر می کنند تا مانع فرار آنها شوند."

شوهر لیلا گاهی او را ظرف یک شب به تا 15 مرد می فروخت. دو ماه پس

 از ازدواج، پلیس به خانه آنها

یورش برد و همه را دستگیر کرد.

شوهر لیلا به جرم راه انداختن یک روسپی خانه به پنج سال زندان محکوم

شد. ( واقعا چه قدر زیاد)

در جریان تحقیقات جنایی، برادران لیلا اعتراف کردند که به او تجاوز کرده اند.

 آنها شلاق خوردند. به همین

دلیل لیلا متهم به زنا با محارم شد. جرمی که مجازاتش مرگ است.

 
لیلا  در زندان زنان به سر می برد که حکم مجازات خود را از زندانبان شنید: "می خواهم خبری به شما

بدهم ولی لطفا ناراحت نشو. قرار است دارآویز شوی."

 "این قضات مرد هیچ آموزشی درباره اتهامات جنسی ندیده اند. همه آنها

یک نگاه مردسالارانه دارند و زن

 را مقصر می شناسند."

لیلا میگوید هیچ گاه از روابط جنسی لذت نبردم چون همیشه به این فکر

میکردم که کاش زودتر تمام

شود و من پولم را دریافت کنم

هیچ گاه نه درس خواندم و نه بر هم خوابه هایم عاشق شدم

و از زندگی ام هرگز لذت نبردم

                       و حال  من

از خودم بدم امد که چه زود تصمیم گیری کردم و به راستی چه دخترانی که بی گناه به هوس و گناه تب 

الود میشوند  و  به زندگی خویش با یک زهز خند پایان میدهند

چون بر چه بخندند؟

بر زندگی ای که جز نکبت و غربت و تنهایی ان هم در کانون خانواده هیچ نداشته ات 

امدوارم ان هنگام که به سن قانونی میرسی و با این زندگی فلاکت بار خداحافظی میکنی لبخند خداوند

بر زندگی دوباره ات نقش بسته باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 20:55  توسط   | 

حجاب باطن

چشم و دل را پرده می بايست اما از عفاف

                                              چادر پوسيده بنياد مسلمانی نبود

نمیدونم تو چه خانواده ای زندگی میکنیند تو ان خانواده هایی هستیند که حجاب فقط لباس بیرونشان هست و داخل خانه راحت هستند یا ان خانواده هایی که تعصب خاصی به حجاب دارند

از حجابی که اکنون در عام یاد میشود در هیچ کجا قران یاد نشده تنها گفته شده است که زنان پیامبر در مقالب نامحرمان خود را بپوشانند

و در جایی گفته شده گردن و سینه های خود را بپوشانیند و در هیچ کجا اسم مو را نیاوردند

میدانیند که در روز قیامت هر کس را مطابق ایمانش سوال و جواب میکنند

پس ایمان و اعمال و رفتار رنان پیامبر هیچ ربطی به من نوعی ندارد

بگذاریند مسئله فنر زا بازگو کنم

شما هر چه قدر یک فنر را بیشتر فشار دهیند واکنش پرتابش بیشتر است

و هر چه قدر بر زنان به اسم چماق حجاب حکومت کرد

ظاهر را حفظ خواهند کرد اما وای به باطن و کارهای مخفیانه

کاش انقدر که سرمایه گذاری میکردیم بر روی اموزش حجاب کمی برروی شخصیت والا زن

سخن میگفتیم و اموزش میدادیم به زنانمان که ثبات شخصیتشان را حفظ کنند

تا انقدر هر روز خیانت و بی بند و باری در خانواده هایمان نمیدیدیم

در غرب زنان حتی به معشوقه و دوست پسرشان پایبندند

و اگر ازدواج کرده باشند و بخواهند با کس دیگری رابطعه داشته باشند خیلی راحت این

 موضوع را با همسر خود در میان میگذارند نه مثل ما ایرانی ها پنهان کاری کنند و همیشه تخم

 بدبینی و شک را درخانواده ها پرورش دهند

و باز هم خیلی ها از حجاب دل زده اند چون با سیاست و زور همراه است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 21:13  توسط   | 

زید =ضعیفه

با مروري برگذشته چند صدساله اين مرز و بوم ،به زندگي مادرها و مادر بزرگ هامان متوجه مي شويم

 

كه به ندرت نام زني در تاريخ ثبت شده است و اگر هم بوده شايد سايه مردي بر او سنگيني مي كرده

 

است. در اساطيرمان جايگاه زن كجاست ؟ در افسانه ها زن از دنده چپ مرد آفريده شده است . زن

 

پاجوش شاخه ريواسي است كه آدم از آن پديد آمده است. زن عامل فريب انسان بوده است و او را به

 

خوردن گندم و رانده شدن از بهشت گرفتار كرده است . در فرهنگ عامه از زن چگونه ياد مي شود ؟ زن

 

 ‹‹ضعيفه›› است. ‹‹ناقص الخلقه›› و ‹‹ناقص العقل›› است،‹‹عورت›› است.در حضور جمع نبايد او را به

 

نام خواند بهتر است به نام يكي از فرزندان خوانده شود . همچنين جايز است كه ‹‹متعلقه››، ‹‹عيال››،

 

 ‹‹بچه ها››، ‹‹فلان›› بنامندش .

 

شاهنامه هم كه بازمانده فرهنگ نياكانمان است بر آن نيفزود . اگر خوشبين باشيم : ‹‹زنان را همين

 

بس بود يك هنر/ نشينندو زايند شيران نر›› .و اگر بدبين: ‹‹زن و اژدها هر دو در خاك به /زمين پاك از اين

 

 هر دو ناپاك به›› و اما امام محمد غزالي و كتاب اخلاقي‌اش!كيمياي سعادت ‹‹در خبر است كه زنان را از

 

ضعف و عورت آفريده اند داروي ضعف ايشان خاموشي است و داروي عورت ايشان ،خانه را بر ايشان

 

زندان كردن است››. كل فرهنگ ما زن را به صورت عامل مكانيكي زايش ،رفت و روب و پخت و پز در

 

محدوده چهار ديوار خانه اش و در پس پرده هاي ضخيم از دنياي زنده و فعال از آسمان آبي و افق گسترده

 

از نور و نسيم و جنبش جدا كرده است .

 

و امروزكه داعيه دنيايي بهتر براي زنان را داريم گويند ‹‹زيد›› كه در فرهنگ‌ها درذيل آن

 

مي‌خوانيم :‹‹ (صفت –افزون شدن –زيادت .(از مبهمات) گاه به جاي‹‹فلان›› و‹‹بهمان›› آيد.›› كلمه اي

 

 كه به خودي خود معنا ندارد و در كنار كلمات ديگر معنا مي يابد . كه تعمق بيشتر در معناي اين لفظ كه

 

 بيشتر توسط جوانان به كار مي رود حكايت از همان بينش مردانه دارد كه زن موجودي است از ‹‹جنس

 

دوم›› . موجودي كه از  تعلقات و افزوده هاي (افزودن) مرد است و اين بينش نشان دهنده آن است كه اگر

 

چه اين امر (تحقير زنان) در گذشته هاي دور به واسطه زمانه اش به طور رسمي در آثار انديشمندان و

 

اديبان موجود بوده است و هيچ ابائي از بيان علني آن نداشته اند امروز نيز باز به واسطه زمانه اي كه

 

تحمل اين انديشه هاي زن ستيز و مردسالارانه را ندارد نه به طور رسمي و مكتوب كه به گونه اي ديگر و

 

 غير رسمي در گفتار بخش وسيعي از جامعه وجود دارد . بي شك دفاع از ‹‹زن›› به عنوان نيمي از

 

جامعه مي بايستي نه تنها دفاعي در قالب نوشته و سخنراني و در مجامعي خاص بلكه بايد دفاعي در

 

 گفتار و كردار باشد .و اهتمامي دو چندان كنيم در پالوده كردن گفتار. گفتاري كه از نياكان خود به ارث

 

برده ايم و مشحون است از عباراتي كه حاكي از ديدگاهي فونكسيونالسيتي (كاركردگرايانه) دارد.

 

ديدگاهي كه قايل به وظايفي از پيش تعيين شده براي جنس زن و همچنين مرد است . وظايفي كه زن را

 

در چهار ديوار خانه تعريف مي كند و معتقد است مرد موجودي پرخاشجو و نان آور و زن منشأ محبت

 

خانواده و موجودي مطيع و زير دست است .

 

 

رشد بي رويه تن فروشي ،طلاق، فرار از خانه، خود سوزي آزار جنسي بايد ما را نسبت به دفاع از حقوق

 

 زن حساس تر كند . چرا كه بايد باور داشته باشيم كه دفاع از حقوق زن به راستي دفاع از حقوق انسان

 

 است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 10:27  توسط   | 

حق طلاق برای زنان

مرداني که زنانشان حق طلاق دارند دارند زندگي شادتري را تجربه مي كنند. اين را به

 

عنوان يك اصل نمي گويم قضاوت من است كه تجربه شخصي هم آن را تقويت مي كند.

 

سالهاي اول زندگي مشترك بيشتر به آزمون و خطا براي ايجاد سازگاري ميان سبك زندگي

 

و روش تصميم گيري دو نفر مي گذرد. به همين دليل معمولا در اين سالها ناسازگاريها و

 

لج بازيها و بگو مگوها بيشتر است اما به مرور هر دو نفر ياد مي گيرند كه چطور پا روي دم

 

آن يكي نگذارند چطور با هم كنار بيايند و به تدريج با حساسيتها و حسن و عيبهاي هم

 

خو مي كنند. اگر در طول اين فرايند آزمون و خطا مرد احساس كند كه دست بالاتر را دارد و

 

زن بترسد كه راهي براي خروج از بن بست ندارد طبيعي است كه مرد براي سازگاري و

 

تطابق دادن خود با خواسته هاي همسرش انگيزه كمتري خواهد داشت. ضمن اينكه زن

 

هم  براي مقاومت در مقابل تصلب رفتار و تصورات مرد بايد هزينه بسيار بيشتري بپردازد.

 

آنها كه ازدواج كرده اند مي دانند در دعواهاي زن و شوهر خيلي مهم است كه چه كسي و

 

در چه مقطعي كوتاه بيايد. احتمالا شنيده ايد كه در بيشتر موارد زنها كوتاه مي آيند و اگر

 

زن هم كوتاه نيايد معمولا مردها كوتاه نمي آيند با اين خيال راحت كه در نهايت زور بازو

 

 برنده را معلوم خواهد كرد. به نظر من اين واقعيت را نبايد به حساب بيشتر بودن گذشت و

 

صبر زنان گذاشت. اين خصلتي است كه نابرابري در داشتن حق طلاق (والبته بسياري

 

حقوق ديگر) به زنان تحميل كرده مرد در آغاز زندگي مشترك چون از قدرت بيشترش

 

 مطمئن است ياد مي گيرد كه كوتاه نيايد و زن چون مي داند قانون پشت او را خالي كرده

 

ياد مي گيرد كه تحمل كند. چنين زني لذتي از زندگي مشترك نمي برد و طبعا همسرش

 

را هم از لذت بي بهره خواهد كرد. چنين رابطه اي شايد به لحاظ حقوقي تداوم بيابد اما از

 

نظر عاطفي و ارضاي طرفين رابطه عملا طلاق همراه با آزار روحي و فيزيكي مستمر رخ

 

داده است. اما مردي كه همسزش حق طلاق دارد از ابتدا ياد مي گيرد كه او هم بايد كوتاه

بيايد. چنين شرايطي صبر و گذشت را عادلانه ميان زن و شوهر تقسيم مي كنند  طبعا

 

هر دو عادت مي كنند كه به يكديگر احترام بگذارند. مرداني كه زنانشان را كتك مي زنند

 

ذاتا خشن نيستند و مرداني كه با زنانشان گفت و گو مي كنند ذاتا متمدن نيستند. اي كه

 

يك مرد بايد براي خشونت عليه همسرش بپردازد تعيين كننده نوع رفتار اوست . هزینه

 

 

حق طلاق براي زنان چون باعث بالا بردن هزينه خشونت و نابردباري براي مردان مي شود

 

 

آنها را به سوي انتخاب رفتاري محترمانه تر سوق ميدهد و در چنين شرايطي زنان به ميل

 

 

 لذت جوئي مردانشان پاسخ خوشايند تري مي دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 14:21  توسط   | 

به چه جرمی محکومی به هوس

چندی است کمتر کار میکنم چون در حال تحصیل هستم و در شهر خودم نیز ساکن نیستم

و حتی وقت سر خاراندن هم ندارم اما این چهار شنبه که به اصفهان امدم

 به اصرار یکی از

دوستانم به یکی از مراکز روان دمانی دختران نداماتگاه رفتیم

و من اگر برای نوشتن مطلب در وبلاگم نبود هرگز به این جور مراکز نمیرفتم

چون از زنانی که گوهر

ارزشمند خود را نمیشناسند و دست به تن فروشی میزنند متنفرم

فحشا هنوزهمان فروش تن است که فاحشه های مرد و زن انجام می

 دهند. تقسیم بندی ای نیزبرای

انواعفحشا و فواحش صورت گرفته است. برای نمونه فحشا و فاحشه های خیابانی (Street

Prostitution) فاحشه هایی که درمحل ها و خانه های مشخص کار می کنند ( فاحشه های شهر نویی یا

 به تعبیر اسلامی اش “خانه عفافی”Brothels) , فاحشه هایی که در استخدام آژانس های مختلف فروش

 سکس هستند و این آژانس ها ضمن تبلیغ برای ” کارگران جنسی” خود در تهیه جا نیز قبول مسؤلیت

می کنند.( بسیاری از ثروتمندان, سیاست مداران , روحانیون و چهره های شناخته شده مشتریان انواع

گوناگون این آژانس ها هستند)(Escort Prostitution) , فاحشه ها یی که در کشوری دیگر انگیزه سفر

توریست ها به آن کشور می شوند(Sex Turism) , فاحشه های بیابانی , که ویژه رانندگان تریلی و سایر

 رانندگان هستند ( lot Lizard) و…… علل و انگیزه روی آوردن به فحشا اساسا” کسب در آمد است, و

انگیزه های جنسی دراین روی آوری نقش مهمی ندارند . فاحشه ها و بخشی از پااندازان از میان فقیر

 ترین اقشار جامعه می آیند. بسیاری ازتن فروشان, دختران و زنان خانواده های روستایی و شهری ای

 هستند که فقر, اعتیاد و ناهنجاری های دیگر سامانه خانواده شان را در هم پیچیده است و آنان به اجبار

 به این حرفه روی می آورند. برخی از فاحشه ها , به ویژه آنهایی که در“صنعت” و تجارت پورنوگرافی به کار

 مشغولند انگیزه هایی روانی برای روی آوردن به این شغل طرح کرده اند. ” مرکز توجه قرار گرفتن,

 احساس قدرتمندی در برابر مردان , لذت بردن از تن نمایی و همخوابگی, شهرت طلبی و…” نمونه هایی

 از دلایل آنها در روی آوردن به این شغل است پااندازها نیز با انگیزه های مختلف به این کار روی می آورند

. بسیاری از اینان که از میان اقشار فقیر جامعه هستند برای گذران زندگی ای فقیرانه دست به چنین

کاری می برند , اما کمپانی های بزرگ را برخی از ثروتمندان و سیاستمداران و صاحبان مشاغل مهم

دولتی ( به ویژه در دادگستری ها و شهرداری ها) می گردانند تا ضمن کسب سود های کلان از قافله ی

لذت جویان نیز عقب نمانند. در ایران گسترش فحشا  یکی از نتایج سیاست های اقتصادی حکومت

است , سیاست نا کار آمد و غیر عادلانه ای که فقر ,بیکاری و بی سوادی دستاوردش بوده و

 هست .سیاست های اقتصادی کشور روز به روز اقشار متوسط و زحمت کشان و تهیدستان جامعه را به

فلاکت بیشتری می کشاند و اکثریت طبقه متوسط جامعه بسوی خط فـقر رانده می شوند و اقشار فـقیر

 جامعه به خط زیر فـقر سقوط می کنند این گونه سیاستها و عدم توجه به عدالت اقتصادی و اجتماعی

موجب بروز نابسامانیهای روز افزون در جامعه مانند بیکاری، تبهکاری، رشوه خواری اعتیاد و فحشا

میشود

و حال بگذریم میخواهم شرح حال دخترانی

که در انجا بودند را بنویسم

لیلا در  9 سالگی به عالم فحشا  فروخته شد و در۱۶سالگی توسط یک قاضی ایرانی به مرگ در سن ۱۸ سالگی

 محکوم شد ه است

 
"9 سالم بود که مادرم شروع کرد به فروختنم. نمی فهمیدم چه اتفاقی می افتد."

لیلا اکنون یک زن جوان ۱۷ساله است. او دو سال گذشته را در  خانه امید

 مهر، از مراکز غیردولتی نگاهداری زنان درمانده جوان در  اصفهان گذرانده

است.

"مادرم می گفت: 'برویم چیزی بخریم، مثل شکلات.' قصد داشت گولم بزند.

 خیلی بچه بودم. او مرا به جاهایی می برد."

 

حرف زدن درباره گذشته هنوز برای لیلا سخت است. اما معلوم است که

"جاهایی" که از آنها حرف می زند همان جاهایی است که در  ازای پول

فروخته شد و مورد تجاوز قرار گرفت.

لیلا به منبع درآمد اصلی خانواده ای پنج نفره بدل شد.

 و از نظر من

 "از چشم یک پدر و مادر فقیر  در ایران دختر یکی از اموال یا دارایی هایی

فرض می شود که می توان

مبادله کرد یا فروخت."

عملا بر اساس قوانین کیفری اسلامی پدر قدرت خارق العاده ای بر فرزندان

 خود دارد.

 

"اگر پدری تصمیم بگیرد فرزند خود را به قتل برساند به مرگ محکوم نخواهد

 شد، بلکه تنها برای چند سال

 زندانی خواهد شد."

همسر فردا

لیلا  در خمینی شهر زندگی می کرد، شهر کوچکی در اطراف اصفهان که

در   زمینه جرم و جنایت و مواد

مخدر بدنام است. بخش اعظم درآمد لیلا صرف خرید مواد مخدر برای خانواده

 اش می شد.

به گفته سازمان ملل سه چهارم ضبط مواد مخدر جهان در ایرانصورت می گیرد و مقام ها اذعان می کنند

 که اعتیاد یک معضل جدی است.

 اما در مورد فحشا چنین آماری وجود ندارد. مدیر مرکز امید مهر در  اصفهان 

 می گوید این مشکلی رو به

 گسترش است.

دوستم میگوید "من به خانه های زیادی در محله های فقیر نشین اصفهان 

 سر زده ام که دختران جوان

مجبور بوده اند بروند خودفروشی تا خرج اعتیاد پدرشان تامین شود."

 

همچنین در  چندین مورد شاهد بوده ام که خانواده ها دختر خود را در خانه

ها زنجیر می کنند تا مانع فرار آنها شوند."

شوهر لیلا گاهی او را ظرف یک شب به تا 15 مرد می فروخت. دو ماه پس

 از ازدواج، پلیس به خانه آنها

یورش برد و همه را دستگیر کرد.

شوهر لیلا به جرم راه انداختن یک روسپی خانه به پنج سال زندان محکوم

شد. ( واقعا چه قدر زیاد)

در جریان تحقیقات جنایی، برادران لیلا اعتراف کردند که به او تجاوز کرده اند.

 آنها شلاق خوردند. به همین

دلیل لیلا متهم به زنا با محارم شد. جرمی که مجازاتش مرگ است.

 
لیلا  در زندان زنان به سر می برد که حکم مجازات خود را از زندانبان شنید: "می خواهم خبری به شما

بدهم ولی لطفا ناراحت نشو. قرار است دارآویز شوی."

 "این قضات مرد هیچ آموزشی درباره اتهامات جنسی ندیده اند. همه آنها

یک نگاه مردسالارانه دارند و زن

 را مقصر می شناسند."

لیلا میگوید هیچ گاه از روابط جنسی لذت نبردم چون همیشه به این فکر

میکردم که کاش زودتر تمام

شود و من پولم را دریافت کنم

هیچ گاه نه درس خواندم و نه بر هم خوابه هایم عاشق شدم

و از زندگی ام هرگز لذت نبردم

                       و حال  من

از خودم بدم امد که چه زود تصمیم گیری کردم و به راستی چه دخترانی که بی گناه به هوس و گناه تب 

الود میشوند  و  به زندگی خویش با یک زهز خند پایان میدهند

چون بر چه بخندند؟

بر زندگی ای که جز نکبت و غربت و تنهایی ان هم در کانون خانواده هیچ نداشته ات 

امدوارم ان هنگام که به سن قانونی میرسی و با این زندگی فلاکت بار خداحافظی میکنی لبخند خداوند

بر زندگی دوباره ات نقش بسته باشد

 

  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 14:8  توسط   |